خرید بک لینک
گرگ کم کم داشت به لبه پرتگاه نزدیک می شد با بدنی پر از زخم و دلی شکسته و خسته از دنیا لبه پرتگاه رسید گرگ نگاهی به عقب انداخت ولی کسی به دنبالش نیامده بود آخرین زوزه اش را کشید پریـــد همچون عقاب بلند پرواز چه زیباست خودکشی گرگ پ.ن:آدما میرن که بمونن

برچسب: نویسنده: پرهام توکلی تاريخ: دوشنبه 21 آبان 1397 ساعت: 18:43

دانشگاه با همه خوبی و بدی هاش تموم شد یدونه پایان نامه مونده اونم تایپ کنم بدم دیگه از شر دانشگاه راحت میشم کنکور ارشد ثبت نام کردم نمیدونم بخونم یا نخونم فقط اینو میدونم که از همه چی سیر شدم به ویژه از زندگی خیلی خسته ام خیلی بی حوصله ام خیلی دلتنگم شاید یه مسافرت ارووم کنم یه مسافرت به دور دورا و غیر قابل برگش

برچسب: نویسنده: پرهام توکلی تاريخ: دوشنبه 21 آبان 1397 ساعت: 18:43

دوست داشتم و دوسم داشتی با هم خوب بودیم و همه چیز خوب داشت پیش میرفت نمیدانم که چی شد ؟؟ جدایی را نه من میخواستم و نه تو نمیدانم کدام ناکسی دعا کرد هرکه دعا کرد دعایش مستجاب شد دلش شاید پاک بود نمیتوانم آن لبخند های شیرینت را فراموش کنم که حالا وقتی یادشان می افتم مثل خنجری در قلب شکسته ام فرو میرود نمیدانم با او خ

برچسب: نویسنده: پرهام توکلی تاريخ: دوشنبه 21 آبان 1397 ساعت: 18:43

روزی اگر نبودم

یک آرزویم را برآورده کن

زیر لب بگو:

یادش بخیر

برچسب: نویسنده: پرهام توکلی تاريخ: دوشنبه 21 آبان 1397 ساعت: 18:43

مثل گرگی زخمی شده ام

همه می خواهند آخرین ماشه را بکشند

و افتخار کشتنم را به نامشان کنند.

برچسب: نویسنده: پرهام توکلی تاريخ: دوشنبه 21 آبان 1397 ساعت: 18:43

مادرم قبل خدا نام تو را یادم داد عادت کودکی ماست علی گفتن ماهرکه آمد نجف از هیبت تو زانو زد بی سبب نیست سراسیمه زمین خوردن ما دو بیت اول حرف دلمه عشق علی از اول با من بودو خواهد بود شاید به جهنم برم ولی هیچ وقت عشق علی از سینه ام بیرون نخواهد رفت علی جان از خدا آنقدر خواست م که جوابم را نداداما میدانم تو سائل ر

برچسب: نویسنده: پرهام توکلی تاريخ: دوشنبه 21 آبان 1397 ساعت: 18:43

صفحه بندی